محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3477

تاريخ الطبرى ( فارسي )

روغن پخته باشند . » گويد : آنگاه سفره ها را بياوردند و غذا خوردند . عبد الملك بن مروان گفت : « چه خوش بود عيش ما اگر چيزى پاينده بود ، ولى ما چنانيم كه شاعر سلف گويد : « اى اميم ، هر تازه اى كهنه مىشود « و هر كسى روزى مبدل به « گويا » مىشود . » گويد : و چون از غذا فراغت يافتند ، عبد الملك در قصر مىگشت و به عمرو بن حريث مىگفت : « اين خانه از آن كيست ؟ اين خانه را كى بنيان نهاده ؟ » و عمرو به دو خبر مىداد . عبد الملك بازگفت : « اى اميم هر تازه اى كهنه مىشود « و هر كسى روزى مبدل به « گويا » مىشود . » آنگاه به محل خويش باز آمد و وا لميد و شعرى به اين مضمون خواند : « آرام عمل كن كه خواهى مرد « اى انسان براى خويشتن بكوش « كه آنچه بوده وقتى برفت گويا نبود « و آنچه وجود دارد « گويا » مىشود . » در اين سال به گفتهء واقدى عبد الملك قيساريه را گشوده آنگاه سال هفتاد و دوم درآمد . سخن از حوادث مهم سال هفتاد و دوم ابو جعفر گويد : از جمله حوادث اين سال قضيهء خوارج بود و مهلب بن ابى صفره و عبد العزيز بن عبد الله .